تبلیغات
ابزار رایگان وبلاگ گیتار من - لودویگ‌ فان بتهوون
 
شیش سیم چطوره؟




» تعداد مطالب :
» تعداد نویسندگان :
» آخرین بروز رسانی :
» بازدید امروز :
» بازدید دیروز :
» بازدید این ماه :
» بازدید ماه قبل :
» بازدید کل :
» آخرین بازدید :

   

آموزش گیتار،آکوردهای جدید ، نت ، تبلچر و . . .

لودویگ‌ فان بتهوون
چهارشنبه 9 فروردین 1391 | | نوشته ‌شده به دست میثم محمودی | ( نظرات ) |



«لودویگ‌ فان بتهوون» در ۱۷ دسامبر سال ۱۷۷۰ در شهر بن دیده به ‏جهان گشود. پدر او «یوهان» نوازنده دربار بن بود . ‏از مادر بتهوون همیشه به عنوان بانویی مهربان، باشخصیت و خوش‌قلب یاد می‌‌شود. ‏بتهوون از مادر خود به عنوان بهترین دوست خود یاد می‌‌کرد.‏ بتهوون در همان اوایل کودکی به موسیقی علاقه‌ نشان داد و پدرش روز و شب و گاه به ‏‏‌زور کتک به تعلیم وی همت گماشت. شکی نبود که این کودک استعداد خدادادی داشت ‏و پدرش پرورش موتزارت دیگری از وی در سر می‌‌پروراند.‏ لودویگ برای آموختن ارگ و ترکیب‌های موسیقیایی نزد موسیقیدان بزرگی چون «گوتلوب نیفه» به تحصیل پرداخت‏‎. ‎در ژوئن ۱۷۸۴ و به سفارش نیفه، لودویک در حالی که تنها چهارده ‏سال داشت به عنوان نوازنده‌ ارگ در دربار «مارکسیمیلیان فرانز» عضو هیئت گزینش شهر ‏کوگولن منصوب شد‎ ‎‏ و سپس ساکن شهر وین شد.‏

بتهوون بیشتر اوقات با خویشاوندان و بقیه مردم نزاع و به تلخی برخورد ‏می‌کرد. شخصیت بسیار مرموزی داشت و برای اطرافیانش به مانند یک راز باقی ماند. ‏لباسهایش کثیف و به هم ریخته بود. در آپارتمانهای بسیار به هم ریخته زندگی می‌کرد. ‏بسیار تغییر مکان می‌داد. طی ۳۵ سال زندگی در وین حدود چهل بار مکان زندگی‌اش را ‏تغییر داد. در معامله با ناشرانش همیشه بی‌دقت بود و اکثر اوقات مشکل مالی داشت.‏ بتهوون هیچگاه در خدمت اشراف وین نبود. بر این اعتقاد داشت که هنرمندان به اندازه ‏اشراف قابل احترام‌اند. ‏

بتهوون شیوه زندگی خاصی را برای خود انتخاب کرد و تا پایان عمر به همین شیوه ادامه ‏داد ، به جای کار برای کلیسا یا دربار ، به کار آزاد پرداخت و خرج زندگی خود را از ‏برگذاری اجراهای عمومی و فروش آثارش و نیز دستمزدی که عده‌ای از اشراف که به توانایی او پی برده بودند و به او می‌دادند، تأمین می‌کرد.‏

در ۲۸ سالگی شنوایی بتهوون رو به نقصان گذاشت ، در آغاز وی از تینیتوس رنج می‌برد و ‏برای عیان نشدن کم‌شنوایی از مکالمات اجتناب می‌کرد ، در اوایل بیماری وی از سمعکی ‏استفاده می‌کرد که به وسیله نوار سری که می‌بست مخفی می‌شد و دست‌هایش را ‏برای کارهایش آزاد می‌گذاشت. اما در ۴۴ سالگی بتهوون کاملا کر شده بود.‏ احتمال فراوان دارد که آسیب شنوایی بتهوون به خاطر فشرده شدن عصب هشتم به ‏خاطر بیماری پجت باشد ، سر بتهوون کاملا بزرگ بود و پیشانی کاملا برجسته‌ای ‏داشت ، آرواره بزرگ و چانه جلوآمده‌ای داشت ، ویژگی‌هایی که با بیماری پجت ‏سازگارند. نوشته‌ها نشان می‌دهند که به خاطر بزرگ شدن استخوان‌ها کلاه و کفشش ‏دیگر اندازه‌اش نبود.‏

به دنبال ناشنوایی بتهوون به شدت افسرده شد و به الکل پناه برد. همین ‏افسردگی بود که باعث مهاجرت وی از وینبه شهر کوچکی در اتریش به نامHeiligenstadt‏ شد ،جایی که در آنجا مقاله‌ای مشهور به رشته تحریر درآورد و در آن نوشت که او اگر به عنوان یک موسیقیدان دیگر توانایی شنیدن نداشته باشد دیگر دوست نخواهد داشت که به این زندگی ناعادلانه ادامه دهد. ‏ اما عشق وی به موسیقی مانع از خودکشی شد و بتهوون دریافت که هنوز زوایای ‏بسیاری از موسیقی را کشف نکرده است؛ به همین دلیل نه تنها خودکشی نکرد بلکه به ‏وجود علم به این که ناتوانی جسمی وی روزبه‌روز بدتر خواهد شد آثار بسیار زیادی از خود ‏به یادگار گذاشت.‏ سونات‌های استثنایی وی برای پیانو مثل توفان و اپوس ۳۱، سمفونی شماره‌ ۲و۳ ، ارویکا ‏و سمفونی نهم در این دوران خلق شدند. در واقع شمار قابل توجهی از آثاری جاودانی که ‏از ذهن بتهوون نشأت گرفت ، هیچگاه به وسیله خود وی شنیده نشد.‏

بتهوون در سال ۱۸۲۶ دچار سرماخوردگی شدید شد. بیماری وی دیگر مشکلات جسمانی وی را که در تمام طول زندگی با وی همراه بود پیچیده‌تر کرد. بتهوون در ۲۶‌ام ماه مارس ۱۸۲۷ درگذشت در حالی که دوستان نزدیک وی بر بالینش جمع شده بودند. مراسم تدفین وی با حضور حدود ۱۰ الی ۳۰ هزار نفر انجام شد.‏ اما همانطور که فرضیات مختلفی درباره علت ناشنوایی بتووون وجود دارد ، درباره علت ‏مرگ بتهوون هم تئوری‌های متفاوتی نوشته شده است.‏



:: مرتبط با: مشاهیر موسیقی ,
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
http://chanafeldmann.weebly.com/blog/does-posterior-tibial-tendon-dysfunction-pttd-always-require-surgery-teatment چهارشنبه 18 مرداد 1396 08:38 ب.ظ
Thanks for your marvelous posting! I genuinely enjoyed reading it,
you could be a great author.I will make certain to bookmark your blog
and will come back sometime soon. I want to encourage you to definitely continue your great
work, have a nice morning!
kelsiesummerford.hatenablog.com یکشنبه 15 مرداد 1396 07:30 ق.ظ
My brother suggested I might like this blog. He was totally right.
This post truly made my day. You cann't imagine just how much time I had spent for this info!
Thanks!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر